دوشنبه 30 خرداد 1384
فقط شبیه خودش --نویسنده:یاسر زفرقندی
خبرگزاری فارس: فاطمه (س)در این مقطع از زندگی شان است كه چهره ای فرازمانی و فرامكانی از خود نشان می دهند و این قابلیت فهم ما ازایشان در سطوح گوناگون و ادوار مختلف را برای ما فراهم می سازد فهمی كه او را برجسته تر از هر بانویی بلكه هر انسانی می كند، برجستگی كه باید گفت او فقط شبیه خودش است و نه هیچ كس دیگر.
جمادی الاول به روایتی شهادت حضرت زهرای مرضیه(س) است. تأمل در سیره حضرت فاطمه(س) به عنوان دردانه پیامبر(ص)، مادر عصمت و طهارت و الگوی زن مسلمان افق های زیادی را پیش روی ما می گشاید. اینكه شناخت سیره حضرت در چه سطوحی می تواند طبقه بندی شود، مشخصه های این سطوح چه هستند و به طور كلی سیره حضرت به چه مقاطع تاریخی قابل تقسیم بندی است؟ از مسائلی است كه در مقاله حاضر به آن پرداخته شده است.
نه مثل ساره ای و مریم نه مثل آسیه و حوا
فقط شبیه خودت هستی فقط شبیه خودت زهرا*
وجود زهرای مرضیه(س) بعنوان مادر معنوی پیامبر و كسی كه آغاز ذریه خاندان عصمت و طهارت از وجود مبارك ایشان است. نقطه كانونی در پژوهش پیرامون شخصیت و سیره اهل بیت(ع) است. زندگی ایشان از ابعاد گوناگونی می تواند قابل تفسیر و تبیین باشد. آن چنان كه در طول تاریخ نیز با نگره های مختلفی به آن نگریسته شده است. به طور كلی باید گفت ما در جریان بازشناسی سیره حضرت با توجه به نقش مبنایی ایشان در بروز تفكر شیعه بلافاصله بعد از رحلت پیامبر(ص) با دو سطح مختلف فهم روبرو هستیم. یك سطح فهم خواص و عالمان دین از سیره حضرت و سطح دیگر فهم عوام است.
نظربه اینكه سیره حضرات معصومین(ع) در بطن زندگی مردم جاری است، سطح درك مردم عادی و به طور كل عوام متوقف بر چند ویژگی است. بنابر مقتضیات تاریخی، روان شناختی و جامعه شناختی اولین سطح فهم از سیره معصومین كه همان تعدی و ظلمی است كه برایشان رفته می باشد میان اقشار مردم واسطه فهم شده است. دومین سطح یا لایه شناختی مكتب اهل بیت مبارزات آنهاست كه البته با پیش فهمی عوامانه به باور مردم عادی رسیده است و اینها همه خود باعث دخل و تصرفات شخصی در سیره ایشان در میان مردم می باشد. اما لایه های معناشناختی سیره اهل بیت(ع) خود بعنوان یكی از اصلی ترین منابع معرفتی اسلام و به ویژه تشیع تنها مورد نظر خواص است. البته این به آن معنا نیست كه این قسمت از فهم سیره اهل بیت اولا و بالذات مختص به خواص باشد و غیر از آن نیز قابل تصور نباشد. بلكه اصولا یكی از وظایف خواص در فهم لایه های معناشناختی سیره معصومین(ع) ترویج الگوسازی و قابل فهم كردن معارف آن برای دیگر قشرهای جامعه است.چرا كه گاهی عامه مردم از نخبگان اثر می گیرند و اما همیشه این گونه نیست و گاهی نیز پیش می آید كه عوام راه خود را از نخبگان جدا می كنند و به نوعی تلاش عالمان دینی تلاشی باید باشد برای مبارزه با باورهای كژی كه عامه مردم در ذهن خود ساخته اند.
در یك نگاه كلی در فهم سیره حضرت زهرا(س) می توان زندگی ایشان را به سه بخش مجزا تقسیم كرد.
بخش اول ولادت ایشان تا ازدواج با حضرت علی بن ابی طالب
بخش دوم از آغاز زندگی مباركشان تا رحلت پیامبر(ص) و ماجرای سقیفه
بخش سوم از ماجرای سقیفه تا شهادت ایشان كه البته در تاریخ قطعی آن نیز به مانند تاریخ تولدشان اختلافاتی میان مورخان وجود دارد.
بخش اول زندگی حضرت با توجه به آنچه مورخین و محدثین پیرامون ایشان نگاشته اند ،ویژگی ها و نكات قابل تامل بسیاری دارد ،اما به نظر می رسد برجسته ترین بعد در این بخش از سیره حضرت ایجاد و تكامل بخشی به شخصیت زن در اسلام است. ایجاد از آن جهت كه با تولد حضرت(س) است كه پیامبر اسلام با توجهات خاص به ایشان و ستایش ها یی كه از ایشان بعنوان یك زن دارند، به نوعی شخصیت زن و نگاه عرب جاهلی را به زن دیگرگون می كند. درباره وضعیت زنان در عرب جاهلی تا به حال كتب و مقالات گوناگونی نگاشته شده است و شاید ذكر پاره ای از آن نیز در حوصله این نوشتار نگنجد اما مشخص است كه اسلام با تثبیت خود در شبه جزیره عربستان حضوری دیگرگون را برای زن خواستار شد. در اینجا برای پاسخ به چند سئوال مقدر درباره نقشی كه برای تولد حضرت(س) قائل شده ایم، باید گفت اگرچه حضرت خدیجه در چشم و جان و دل پیامبر قربی بالا داشت و پیامبر تا پایان عمر حتی پس از آنكه سالها از وفات خدیجه نیز گذشته بود با اندوه و حسرت فراوانی از نیكی های او یاد می كرد و حتی در روایات متعدد او را بعنوان خدیجه دختر خویلد یكی از زنان كامل جهان معرفی می كند، اما این تعاریف و توصیفات منحصر به شخص خدیجه می شد و كمتر دیده شده كه در كنار آن توصیفات روایت شده اشاره و یا حتی كنایه ای نسبت به شخصیت زن داشته باشد. دوم اینكه آیاتی در قرآن كه زن و مرد را برابر می دانست و دیگر مانند تورات زن را مایه شر و پلیدی معرفی نمی كرد بلكه او را در راه رسیدن به حیات طیبه چونان مرد مختار می دانست غیر از حضور و الگو بودن حضرت(س) است؟ وآیا اینها همه در بروز اهمیت زنان و ارزش آنان به عنوان نوع انسانی . در پاسخ به این مسئله نیز باید در نظر داشت كه این حضرت زهرا است كه در بدو امر پیامبری را كه بخاطر نداشتن فرزند پسر در جامعه ای كه دختران ارث نمی بردند و حق مالكیت كه نداشتند هیچ بلكه پاره ای اوقات بخاطر نحوستشان توسط پدرانشان زنده به گور می شدند، بضعه (پاره تن) پیامبر خوانده می شود و با واسطه خشمش خشم خدا و خشنودی اش خشنودی خداوند می شود و دقیقا از تولد ایشان است كه زن نیز جزء كامل جامعه انسانی تلقی می شود و زن و مرد لباس هم معنا می شوند لباسی كه باید چه معنوی و چه مادی از هم در مقابل گرما و سرمای زندگی محافظت كنند. در این دوره از حیات دختر رسول خدا فاطمه (س)، ایشان به القاب مختلفی نامیده شده اند و كلا نوع احترامی كه پیامبر برای ایشان قائل است بسیار قابل توجه است.
بخش دوم زندگی حضرت زهرا كه از دوران ازدواج ایشان با حضرت امیر(ع) تا رحلت پیامبر است، فصل دیگری از آموزه های اسلامی را برای ما به شرح و تفسیر می گذارد.
حضرت (س) هنگامی كه در آستانه ازدواج اند با آن پیش زمینه فكری كه اعراب اعم از صحابی و غیره از پدر بزرگوارشان یعنی حضرت محمد(ص) درباره ایشان شنیده بسیار مشتاقند. گروهی مشتاق به همسری حضرت و گروهی دیگر مشتاق به اینكه ببینند سرانجام پیامبر این دردانه آفرینش را به چه كسی به عنوان همسر و یاور می سپارند. در این باره نیز مورخان و محدثان روایات بسیاری را نقل كرده اند. روایاتی كه گاه حتی از جزئی ترین مسائل خواستگاری افراد متعدد از حضرت گرفته تا چگونگی عروسی و تهیه جهیزیه ایشان را برای ما شرح كرده اند.
اولین برجستگی ویژه در این زمینه این است كه حضرت به نوعی با ازدواج خود كامل ترین مراحل الگوسازی را در سیره خود برای نسلی كه بعد از او آموختن از اندیشه و زندگی او مشغولند انجام می دهد. مسئله با اهمیت دیگر ادامه پیدا كردن ذریه پیامبر و امتداد خاندان نبوت از طریق امامت به واسطه فرزندان حضرت است و باز مهر بطلانی بر این تفكر جاهلی كه شاید هنوز هم در قرن معاصر برای بشر جاذبه داشته باشد، زده است كه از یك زن نیز می تواند نسلی بزرگتر از همه تاریخ به وجود آید.
از طرفی از ازدواج حضرت به بعد است كه الگوی عملی زندگی زن مسلمان، زنی كه دیگر جزئی كامل از وجود انسانی است به دور از افراطهای نظام های پدرشاهی و مادرشاهی طرح زده می شود. فعالیت های علمی، سیاسی و اجتماعی حضرت(س) كه در سیره ایشان گزارش شده از همین دست است.
با بررسی شتابزده ای كه از دو بخش اول و دوم زندگی حضرت(س) داشتیم در بخش سوم شاهد بشكوه ترین فراز زندگی ایشان هستیم .فرازی كه از رحلت پیامبر تا شهادت خودشان اگرچه از منظر زمانی كوتاه بود اما به لحاظ تاثیر از عمیق ترین و با اهمیت ترین دوره های زندگی ایشان است. البته این نه به معنای كم اهمیتی دو بخش دیگر زندگی حضرت (س) است بلكه به این معنا كه از منظر بروز تفكر شیعی و حضور در اولین ساحاتی كه رهبر اصلی مذهبی آنچه تا بحال فرا آورده را واگذار می كند و نهضت وارد مرحله جدیدی از حیات خود می شود، دارای اهمیت است. این بخش از سیره حضرت فاطمه(س) در نظر علمای پیشین شیعه پیش از آنكه بیان یك مظلومیت باشد بیان یك حماسه برای ارایه چهره ای زلال از اندیشه دینی و اثبات توانمندی و كارآمدی دین برای اداره دنیای انسانهاست كه در عین حال به دنبال تضمین سعادت آخرت آنها نیز است. چنانكه در ملاقات پایانی كه میان حضرت با زنان مدینه اتفاق افتاد، زهرا (س) خطاب به زنان انصار می فرمایند: «اگر مردم به حضرت علی(ع) می پیوستند و ایشان را به عنوان خلیفه بر می گزیدند، مشكلات دنیای آنها نیز حل می شد» این حرف به نوعی مؤید همین نگاه علمای پیشین شیعه است آنچنان كه امام حسن(ع) نیز شبیه این حرف را دارند، آنجا كه پس از واگذاری خلافت به معاویه می فرمایند: «اگر از حسن اطاعت و پیروی می كرد ، آن وقت آسمان بركات خویش را بر شما نازل می كرد و دنیای شما نیز آباد می شد.»
در این بخش از سیره حضرت، تلاش اصلی و عمده حضرت معطوف به این است كه فهم اسلام منحصر به فهم ارایه شده از نهادهای رسمی حكومتی (اگر چه به ناحق) نباشد و فهم اصلی كه اكنون در صحنه حكومت نیست اما وجود دارد برای مردم توضیح داده شود و این یعنی اثبات حقیقت مكتب اهل بیت(ع). در این زمینه حضرت با فصاحت و بلاغتی تمام آنچنان كه از بزرگ شده مهبط وحی برمی آید در خطبه های غرای خود از یك طرف به بیان مطالب دقیق و غامض فلسفی و فكری در باره احكام اسلام اشاره می كند و از سویی دیگر به بیان دغدغه های اجتماعی و سیاسی جامعه می پردازد و افشاگری ها می كند. جالب اینكه در این خطبه ها تنها فصاحت و بلاغت كارساز نیست بلكه استدلال های محكم حضرت(س) نیز بسیار قابل توجه است.
فاطمه (س)در این مقطع از زندگی شان است كه چهره ای فرازمانی و فرامكانی از خود نشان می دهند و این قابلیت فهم ما ازایشان در سطوح گوناگون و ادوار مختلف را برای ما فراهم می سازد فهمی كه او را برجسته تر از هر بانویی بلكه هر انسانی می كند، برجستگی كه باید گفت او فقط شبیه خودش است و نه هیچ كس دیگر.
*بیت اول غزلی از علیرضا قزوه
نوشته شده توسط
حسین
ساعت
06:06 ق.ظ
موضوع مطلب :
مناسبتها ,
ویرایش شده در - و ساعت -
لینك این مقاله |
نظرات ()